ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | ||||||
2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 |
9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 |
16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 |
23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 |
30 | 31 |
شازدهکوچولو: تا حالا شده از یکی خوشت بیاد. یعنی فکر کنی دوستش داری ولی نباید دوستش داشته باشی. نباید خوشت بیاد از او. نباید بری سراغش.
روباه: چه حرفیه؟ من از هر کی خوشم اومده یا دوستش داشتم رفتم سراغش.
شازدهکوچولو: هووم. فکر کنم متوجه منظورم نشده باشی. یعنی... هیچی ولش کن.
روباه: شوخی کردم. اینجاها که گفتی سخت، اندوهبارن. اینجاهای زندگی که نمیدونی دلیل این جنس از تلاقیهارو.
شازده کوچولو پرسید:
دوست داشتنتو میخوای ببری تو گور باهاش چیکار کنی که به کسی ابرازش نمیکنی؟!
روباه گفت:
من دیگه دوست داشتن ندارم ؛
همه دوست داشتنامو دادم به یکی، ولی اون گمشون کرد؛
حالا هم هر جا دنبالشون میگردم پیداشون نمیکنم!
شاید هم گمش نکرده مثل گنجی با ارزش داخل گاوصندوقی گذاشته