-
نامه
شنبه 13 دی 1404 02:04
دل تنگ روی ماه شما هستم بابا هر روز و هر لحظه نبودت و نداشتنت سخت بوده برام اما این روز صدها برابر دلتنگت میشم این صحبت که خاک سرده و ......کاملا نادرست و دروغه بابا ، گذر زمان هیچ وقت نبودتو برام عادت نکرد ، یاد گرفتم بدون تو زندگی کنم اما ابدا و اصلا نشد که فراموش بشی ، باغ خیلی دستکاری شد اما هنوزم صدای قدمهات و...
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 24 آذر 1404 22:51
شمال و هوای بارونیشو خیلی دوست دارم ،هر زمان از آخرین تونل عبور میکنم و دقیقا از یه منطقه خشک میرسم به درخت و سبزی و بوی دریا و بخار آب یه شعف و شادی عجیبی دارم ، عاشق تضاد دریا و کوه این قسمت از کشورم هستم امشب عجیب دلتنگ این حس و حال شدم فکر کن راه بری و بری و بری بارون باشه و چاوشی تو گوشات بخونه، عزیزدلم...
-
زندگی
چهارشنبه 12 آذر 1404 23:42
آدم رفته رفته بیش از حد صبور میشود، آگاهانه و تعمدا صبور میشود؛ و این مصیبت است. کارلوس فوئنتس
-
زندگی
شنبه 8 آذر 1404 00:34
سلام رفیق قدیمی تولدت مبارک و پرتکرار دلت شاد و لبت خنده باشه عاقبت بخیر باشی
-
سقوط
چهارشنبه 23 مهر 1404 21:51
سقوط ، از طبقه ی سوم همانقدر درد آور است که سقوط از طبقه ی صدم! اگر قرار است سقوط کنم، بگذار از جایی بلند باشد. نه پَست…
-
خوش به حال دیونه که همیشه خندونه
یکشنبه 13 مهر 1404 00:17
یکی از قسمتهای سریال فرندز، فیبی به مانیکا میگه تو خیلی سختگیری و خیلی به همهچیز بیش از حد اهمیت میدی. از اون طرف به ریچل میگه تو هم خیلی سادهلوحی و خیلی راحت میشه سرت کلاه گذاشت. مانیکا و ریچل سر این قضیه با فیبی دعوا و در نهایت قهر میکنند. تا مدتها هم درگیر این هستند تا ثابت کنند چیزی که فیبی در موردشون گفته...
-
زندگی
دوشنبه 24 شهریور 1404 09:26
چند روز پیش سوار اسنپ که شدم، حس کردم در زمان سفر کردهام. راننده با سیبیلهایی پرپشت و لباسهای دههی پنجاه بود. ماشینش بوی عطر مشهد میداد و آهنگی از جواد یساری پخش میشد. خودرو با زنجیر های قدیمی و یک پلاک تزئین شده بود. عکس سیاهوسفید داخل پلاک خود راننده بود. روی داشبورد هم چندتا لُنگ رنگارنگ گذاشته بود. تنها...
-
فرهنگ
جمعه 16 خرداد 1404 19:10
رفتم دکهی روزنامهفروشی و با ناامیدی همش مجلات جدول رو با تصور بازیگران معروف دیدم. بین معدود مجلات فرهنگی و اجتماعی فقط «فیلم امروز» به نظرم جالب اومد که اونم به سینمای قدیم پرداخته بود و برام جذابیتی نداشت، انتظار داشتم به فیلم هنری جدید یا سوژهی تازهتری پرداخته باشه. دلم سوخت، یه زمان اینقدر مجله و نشریه بود...
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 24 اردیبهشت 1404 09:42
یه پسربچه یه جایی از داستانش نوشته بود: "نویسنده یه روزی میمیره، اما کلماتی که نوشته همیشه زندگی میکنن." اصلا نگاهش به این موضوع، گوشهی قلبم سنجاق شد. چند روزی بود پسرم خیلی نوازشم میکرد ،بدون گفتن همه کارهایی که همیشه باید اصرار میکردم انجام میداد اتاقش همیشه مرتب بود اما با سلیقه تر شده بود میدیدم...
-
و شروعی دیگر
پنجشنبه 14 فروردین 1404 18:44
سلام بر ۴۰۴ و سلام به کسانی که ما را با سرزمینهای دلتنگی آشنا کردند بیآنکه بدانند ما چهقدر ناتوان و خسته ایم برای گذر از طوفانی که انتظارش رانداشته ایم
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 4 اسفند 1403 17:09
ما از مدتها پیش فهمیدهایم که دیگر ممکن نیست این جهان را واژگون کرد. نه حتی شکل آن را تغییر داد! یا بدبختی پیشروندهی آن را متوقف ساخت. یک راهِ مقاومت بیشتر نمانده است: جدی نگرفتن جهان. -بار هستی؛ میلان کوندرا
-
عشق است و دگرهیچ
جمعه 21 دی 1403 08:12
در اودیسه، هومر از نوشدارویی صحبت میکند که هلن در شراب ریخت. هرکسی از آن نوشید رنج و حزن و اندوه از یادش رفت. موقتا حافظهاش پاک شد و تا صبح هیچ اشکی گونههایش را تر نکرد. به این دارو «نپنتس» میگویند و همریشه است با «نابست»، یعنی دارویی که هر نوع دلبستگی را از بین میبرد. در دانش پزشکی جدید هم اینچنین دارویی وجود...
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 8 آذر 1403 14:09
تولدت مبارک امید که شاد و سلامت باشی
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 10 آبان 1403 09:48
همه دنیارو گشتم تا ترو پیدا کنم دل تنگم دلم تنگه
-
حرف دل
شنبه 21 مهر 1403 11:32
شبیه نهنگی هستم که بَبری را مورد مشاهده قرار میدهد. بَبر هر روز صبح از خواب بیدار میشود. و به دنبال شکار میرود. حالا که خانواده ای هم دارد و توله هایی، به شکار بزرگتری هم نیاز دارد. تا از خود و خانواده ی خود محافظت کند. گاهی موفق است، و گاهی بدجوری به در بسته میخورد. شکار ابدا ساده نبود. این را وقتی برای اولین بار...
-
نامه ای به خود از سر دلتنگی
چهارشنبه 11 مهر 1403 16:36
برایم نوشته بودی قلبت شبیه بطری ای که توی مشتت بفشاری زیر فشار است. برایم نوشته بودی شبیه پنج عصرهای پاییز شده ای. هوا دارد تاریک می شود ولی هنوز نشده. سوز می آید ولی آنقدر که نتوانی تحمل کنی نیست. غروب است. نمی دانی از اول کدام جهنم دره ای می خواستی بروی. انگار گم شده ای. وسط تمام بدبختی هایت غروب هم شده است. می...
-
حرف دل
شنبه 31 شهریور 1403 19:43
من در تنهایی آدم بهتری هستم. آدم هم در تنهایی آدمتر است. ــ عباس کیارستمی اجازه بدهید با این گزارهی درستتان چندان موافق نباشم، آقای کیارستمی. من گرچه فکر میکنم آدم در تنهایی آدم بهتری است اما سوالم این است که چهقدر بهش میارزد؟ درست است که آدم در تنهایی دلیلی برای دروغگفتن ندارد. چون احتمال مواجهه با دیگری، آسیب...
-
سر به سنگ خورده
جمعه 23 شهریور 1403 23:42
دارم اشتباه می کنم. و وقتی می دانم که دارم اشتباه می کنم و همچنان از آن دست نمی کشم، غم انگیز ترش می کند. همیشه وقتی با اشتباهم مشغول لبخند زدن و لذت بردن هستم، یک صدایی مدام از جایی که نمی دانم کجاست توی گوشم می گوید: همانقدر زندگی ات تقصیر خودت است که همین الان. که حتی با اینکه می دانی داری اشتباه می کنی، باز ادامه...
-
فقدان
پنجشنبه 15 شهریور 1403 22:34
امروز بر مزار عزیزی بودم تازه گذشته مهربان عاشق نقطه اتصال چند خانواده تمام و کمال انسان و عاشق زندگی که به یکباره مرگ در بهت و حیرت بستگان و دوستان به آغوشش گرفت، منی که عادت کردم به رفتن عزیزان به نبودشان گویا سر شدگی عجیب احساسی دارم ، ابتدا انکار میکنم شاید چند روز و بعد حقیقت محکم به صورتم میخورد تمام صورتم را...
-
سرای مشیر
یکشنبه 11 شهریور 1403 22:15
برای من خارَک مزهی آبادان میده، عرق بیدمشکنسترن، مزهی شیراز و سرای مُشیر. وای از سرای مشیر ، چقدر محیط و عطر نسترن اونجارو دوست دارم من شیراز میرم فقط به عشق این سرا امشب دلم بدجور هوس شیراز و اصفهان و آباده کرده
-
کربلا
شنبه 3 شهریور 1403 23:41
قرار نبودم امسال برم کربلا ، همسر میخواست بره و درحال آماده کردن توشه سفرش بودم ،امسال پسرم هم قصد داشت پدرشو همراهی کنه اولین سفر بود براش ،با توجه به شرایط جسمی من هیچ کدام پیشنهاد همسفری ندادند ، برای کاری بیرون شهر رفتم جاده کرمانشاه شلوغ شلوغ ، نگاه به پلاک ماشینها کردم از همه جای ایران اومده بودند یکباره دلم رفت...
-
میگذرد
شنبه 3 شهریور 1403 22:52
نشسته بودی که فکرت پرید. نشسته بودی که نبضت پرید. کنار تختت روی زمین نشسته بودی که اشکت در آمد. فکر کردی که تنها هستی. و امشب رودخانه های غم و غصه به قلب کوچک تو می ریزند. دریا بوده ای پیش از این؟ شبیه لبخندی که بعد از سرکشیدن لیموناد شیشه ای وسط زلِّ گرما زدی، غمت نیز خواهد گذشت. اما این خبر خوشی برای تو که انقدر زود...
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 21 مرداد 1403 11:49
دوست مجازی فرهیخته ای دارم و نوشته هاش برام بسیار آموزنده و قابل تامل هستند مطلبی داشت در جواب اقایونی که سوالاتی در مورد دخترهایی که باهاش تو رابطه هستند و یا خواستگاری میکنند لطفا بخونید خصوصا آقایون که باهمه ادعا احتمالا شناخت کمی از خانمها دارند البته به قول دوستم نسل جدید واقعا ناشناخته هستند من در مورد دو سه دهه...
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 6 مرداد 1403 12:58
شاید باور پذیریش برامون خیلی سخت باشه ولی اون لحظههایی که با خودمون فریاد میزنیم و فحش های ناموسی به طرف مقابل میدیم و میگیم من به هیچ کسی احتیاج ندارم! دقیقا همون لحظهها به یکی احتیاج دارید که بغلمون کنه
-
پریشان مو
شنبه 6 مرداد 1403 00:27
بالا بستن موها زبان مشترک "از حالا میخوام جدی باشم" دخترهاست. بالا که میبندند یعنی دیگر کمر کار شکسته است. در اکثر" مثل راه فرار است. هر کجا بخواهی حرفت را بزنی ولی در عین حال بقیه را هم از خودت راضی نگه داشته باشی، بهرحال اکثر دخترها وقتی میخواهند تصمیم مهمی بگیرند ناخودآگاه چنگ میزنند توی موهایشان و...
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 15 تیر 1403 09:23
مرد میانسالی روی موتور نشسته بود و زن کمرش را سفت گرفته بود که نیفتد. مرد ساختمانی را نشان داد و دوتایی زدند زیر خنده. حرف میزدند و میخندیدند و سرعتشان طوری بود که نمیشد سبقت گرفت. دو تا ماشین هم پشت سر من میآمدند. با خودم فکر کردم این خیابان نهایتاً پانصد متر است. میتوانم بوق بزنم، خندهشان را قطع کنم، راه...
-
؟؟؟
دوشنبه 4 تیر 1403 23:42
حدود ۱۰ ساله فضای تعاملات دوستانم با پارتنرهاشون، با فضای حاکم بر دنیای مجازی متفاوته. در دنیای مجازی پسرها از تجربیاتشون با دخترهایی مینویسن که معیارشون پوله و بدبختشون کردن. در محدوده روابط من روایت بدین شکله که دوستان و آشنایان همگی استقلال مالی دارن، به سکس آزاد معتقدن، پابهپای مردها کار میکنن و گاهی مخارج...
-
معنی رابطه مستقیم
دوشنبه 4 تیر 1403 08:46
خانومه تو مطب دکتر زنان: دکتر خوبیه؟ اون یکی مراجع: خیلی. خانومه: آره من تو سایتها دیدم عکسش رو، خوشگله، معلومه دکتر خوب و حرفهایایه. قابل توجه خانم دکترها
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 3 تیر 1403 20:33
بعد ازیه سری مسایل و مشگلات بلاخره در خیر بر روی منم باز شد و خدارو شکر تقریبا داره پله پله حل میشه تا خدا چی بخواد و چه لحظاتی برام مقدر کرده باشه در هر حال شکر ****************************************** شازده کوچولو: تا حالا هیچ وقت گول خوردی؟ روباه: خیلی. شازده کوچولو: چی میشد هر بار گول میخوردی؟ روباه: میخواستم...
-
چرا باید عذاب وجدان بگیرم
سهشنبه 22 خرداد 1403 20:55
یه حال کثیفی دارم امشب بناچار و بدور از اخلاق و مرام و خطوط قرمزم مجبور شدم تقاضا دوست و همکارمو رد کنم پارسال در همین موقعیت و همین زمان و همین کار ، سعی کردم دیگران راضی کنم و راضی کردم و در جواب برچسب ساده لوحی و احمق بودن و نالایقی بهم خورد بعد از سالها اولویت خودم قرار دادم حس بدی دارم چاره ای نداشتم