من و تو آن دو خطیم آری، موازیان به ناچاری
که هر دو باورمان ز آغاز، به یکدگر نرسیدن بود
................................................................................................
یک نفر پیش فلک ریش گرو بگذارد
بلکه دست از سر آزردن ما بردارد
چه مستأصل میشوند کلمات گاهِ تفسیر دلتنگی، دلشوره، فراق، دوری و حتی استرس
تا بسنده شوند به همین؛ «اینجای قفسهی سینهام، اینجای قلبم یک جوریه. چه جوری بگم، انگار که جنگ شده، انگار که...»
دوره نوجوانی من پر شده از خاطرات دختران شاد و سر زنده ای که همیشه تلاش کردند و دویدن و رسیدن
هفته بعد وقت ازادم پر میشه از ان شرلی با ه کسره دار و جودی ابوت پر خواهد کرد ،
تفاوت چشمگیری بین کودکی ما و کودکی بچه های این دوره هست
مطمئن هستم همون دوره جودی ابوت نگاه کردن من هم همین فکر از ذهن پدر م گذرونده تفاوت نسل ها همیشه هست
زیر باران که به من زل بزنی خواهی دید
فن تشخیص نم از چهره گریان سخت است !
#کاظم_بهمنی
تو عادت داشتی هر شب بگویم "دوستت دارم "
یقین دارم که مدت هاست، می خوابی ُ بیداری
#امید_صباغ_نو
مغرور نشو جانان من حالا که دل در دست توست
من که به تو رو میزنم تنها به شوق دیدن توست
برای همه ی ما
همه ی روزها فراموش میشوند
به جز همان یک روز،که نشانی آن را
به هیچکس
نگفته ایم...محمد رضا عبدالملکیان
درین سرای بی کسی، کسی به در نمیزند
به دشتِ پُرملال ما پرنده پَر نمیزند
یکی ز شب گرفتگان چراغ بر نمیکُند
کسی به کوچه سارِ شب درِ سحر نمیزند
نشستهام در انتظارِ این غبارِ بی سوار
دریغ کز شبی چنین سپیده سر نمیزند
گذرگهی است پُر ستم که اندر او به غیر غم
یک صلای آشنا به رهگذر نمیزند
دل خراب من دگر خرابتر نمیشود
که خنجر غمت از این خرابتر نمیزند
چه چشم پاسخ است از این دریچههای بستهات؟
برو که هیچ کس ندا به گوش کر نمیزند
نه سایه دارم و نه بر، بیفکنندم و سزاست
اگر نه بر درخت تر کسی تبر نمیزند