هرچه سعی کردم از این رفیق نارفیق دور بمونم نشد که بشه ،بلاخره بغلمون کرد ،
خونه نشین بودیم گوشه نشین هم شدیم .فعلا که برد برد هستیم تا ببینیم کدوم برنده میشیم ،
فقط موندم این رفیق از کجا منو پیدا کرده ،بدجور دنبالم گشت تا پیدا کرد ناجور عاشق بوده
دلی که پیش تو ره یافت باز پس نرود
به بوی زلف تو دم میزنم درین شب تار
چنان به دام غمت خو گرفت مرغ دلم
نثار آه سحر میکنم سرشک نیاز
دلا بسوز و به جان برفروز آتش عشق
فغانِ بلبل طبعم به گلشن تو خوش است
دلی که نغمه ناقوس معبد تو شنید
بر آستان تو چون سایه سر نهم همه عمر
که هرکه پیش تو ره یافت باز پس نرود
سال و قرن نو مبارک
آنکه مست آمد و دستی به دل ما زد و رفت
در این خانه ندانم به چه سودا زد ورفت
خواست تنهایی مارا به رخ ما بکشد
تنه ای بردر این خانه تنها زد و رفت
دل تنگش سر گلچیدن از این باغ نداشت
قدمی چند به آهنگ تماشا زد و رفت
اسفند هم رسید ،از ماههای که شوق و ذوق زیادی براش دارم ،زندگی تو این ماه پر از جنب و جوش و سرزندگی و تازگی هست و امسال چقدر سخت میگذره با خونه نشینی ،خرید عید خصوصا گلها و سنبل و شمع ووسایل هفت سین عاشقشم،از خرید اینترنتی متنفر شد.
این نیز بگذرد میگذرد اما سخت میگذرد
ای گل مریم خوابتو دیدم باز توی رویایی دلنشین و دلباز
گفتم از عشق و ساده خندیدی میوه ی عشقو از دلم چیدی
اما یک لحظه بی تو بارون شد فهمیدم خوابم دنیا زندون شد
این گل مال منه دس به شاخه هاش نزنید
این گل مال منه از گلبرگاش دل بکنید
این گل مال منه دس به شاخه هاش نزنید
این گل مال منه از گلبرگاش دل بکنید
این بار که میای بارونو بیار رو شنه ی من
تو خونه ی من درداتو بذار
درداتو بذار رو شونه ی من شاید که خزون
رفتش بی نشون از باغ بهار
این گل مال منه دس به شاخه هاش نزنید
این گل مال منه از گلبرگاش دل بکنید
این گل مال منه دس به شاخه هاش نزنید
این گل مال منه از گلبرگاش دل بکنید
آدم ها لالت می کنند،
بعد می پرسند: چرا حرف نمی زنی !!!
این خنده دارترین نمایشنامه ی دنیاست ...