کنار پنجره رو به خیابان نشستم ، با چشمهای بسته به صدای جارو پاکبان گوش میدم،روزهای گذشته مرور میکنم ،ساعات و روزهای نفس گیری بود، بین شلوغی خیابانها و جامعه خشمگین ،من اما در پیچ و خم راهرو بیمارستان و نگاهم به آسمان و توکلم به خدای مهربان و گوشم به صدای دکتر و پرستار که خبر خوش از اتاق عمل و بخش آی سی یو برام بیارن 


سخت بود و گذشت و همچنان در حال گذراندن روزها ی سخت هستم ،اما دقیقا شبیه کسی که  در حال غرق شدن بوده و تقریبا ناامید از نجات در لحظه های آخر دستی برای کمک براش باز شده باشه، بی حسی عجیبی دارم دیگه از مسیر سخت روبرو و سختی ها و دستور عمل های پزشک نمی‌ترسم ،انگار حالا که از عمق آب بیرون آمدم باور کردم که دیگه از اون روزها سخترنمیشه و میگذره ، روزهای خوب میان

دلتنگی

نوستالژی


با اختلاف زیاد این آهنگ از زیباترینهای شادمهرهستش


دقایقی در زندگی هستند
که دلت برای کسی آنقدر تنگ میشود که
میخواهی او را از
رویاهایت بیرون بکشی
و در دنیای واقعی

بغلش کنی....


آخرش یک نفر از راه می‌رسد
که بودنش جبرانِ تمامِ نبودن‌هاست

جبرانِ تمامِ بی انصافی‌ها و شکستن‌ها …
یکی که با جادویِ حضورش دنیایِ تو را متحول می‌کند …
جوری تو را می‌بیند که هیچ کس ندیده …
جوری تو را می‌شنود که هیچ کس نشِنیده …
و جوری روحِ خسته‌ تو را از عشق و محبت اشباع می‌کند

که با وجود او دیگر نه آرزویی می‌ماند برایِ نرسیدن

و نه حسرت و اندوهی برای خوردن …
دستش را که گرفتی در چشمانش که نگاه کردی بگو:
تو مثل باران هستی
بارانی از گل
بارانی از مهر
بارانی از لبخند
بارانی که به زندگی کویری من جان بخشید
با تو بودن را دوست دارم، چرا که تو را دوستت دارم آرام جانم
تا همیشه پای تو می‌مانم

حواست باشد!
بعضی آدم‌ها خودِ معجزه‌اند انگار
آمده‌اند تا تو مزه‌ خوشبختی را بچشی
آمده‌اند تا دلیلِ آرامش و لبخندِ تو باشند
آمده‌اند که زندگی کنی

شاید

این پاسخ کیانوریوز به سوال «فکر می‌کنی وقتی می‌میریم چه اتفاقی می‌افته؟» برای من اعتباری به اندازه هزار هزار آیه و بیت الغزل داره؛

«می‌دونم دل کسانی که دوستمون دارن واسمون تنگ می‌شه»

یعنی چرا این وقت شب هوس میکنی یه فیلمهایی ببینی که بعدش ، خودتو فحش بدی و بگی این چیا بود دیدی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟


یعنی چی واقعا


اعوذ بالله من الشیطان الرجیم


خاطره ها
نه می کُشند، نه زنده می کنند
آنها مانند یک بمب ساعتی
در لحظه تصورِ یک حالِ خوب
غافلگیرت می کنند...
فرقش در این است
در لحظه تکه تکه می شوی،
لحظه ای بعد بلند می شوی،
تکه هایت را جمع می کنی
و دوباره ادامه میدهی


یه روز میاد ، سالی یکبارم یاد هم نیایم

عاشقانه

1400هم تمام شد ، سالی پر  فراز و نشیب و صد البته همراهی خدا

خدایا برای همه روزهای سخت و کرونایی شکر

خدایا برای همه ساعتهایی که تنها بودم و هیچ چیزی جز لطف و همراهیت نتونست از وسط آتش اضطراب و نگرانی نجاتم بده شکر

خدایا به همه کسانی که امسال کنارم نیستند آرامش و آمرزش عطا کن که تویی مهربانترین مهربانان

خدایا سال پیش رو آخرین سال و ماه و روز زندگیم قرار نده

خدایا همه عزیزانم در آرامش و آسایش قرار بده

خدایا گشایش گره زندگی به دست نامردان قرار نده

لبخند بر لبهای دوستانمان در این سال همیشگی کن

آمین